معارف اسلامی - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٤ - سخن اهل دل - پورشریف حسین
سخن اهل دل
پورشریف حسین
چاره جز صبر ندارم ز فراقت ای ماه!
امیرالمؤمنین علی -کرّماللّه وجهه- کنیزکی داشت در غایت خوبی و نهایت محبوبی. روزی گریان به نزد حضرت امیرالمؤمنین(ع) آمد. امیر فرمود که: «تو را چه بوده است؟» گفت: «فلان کس مرا گفت: تو را دوست دارم.»
زین برنجیدی که گفتم: دوست میدارم تو را
دوستت دارم، بسی بهتر که دارم دشمنت
امیر فرمود که: «اینبار که آن حکایت بگوید، بگوی که من تو را نیز دوست میدارم و جواب وی به نزدیک من آر». بار دیگر آن شخص، کنیزک را آن سخن گفت. کنیزک در جواب گفت: «من نیز تو را دوست دارم.»
آن مرد بگریست و این آیت بخواند که: «إنّما یُوفَّی الصابرون أجرهم بغیر حساب؛ [بیتردید، شکیبایان، پاداش خود را بیحساب و به تمام خواهند یافت.]»
کنیزک پیش امیر بگفت؛ در حال، کنیزک را بدان شخص بخشید.
گر چه در عشق توام کار به جان آمده بود
چاره جز صبر ندارم ز فراقت ای ماه!
فرقت تلخ فراق تو تحمّل کردم
شد به شیرینی وصل تو مبدّل ناگاه
«روضهی خُلد» مجد خوافی
بعد از حمد، طلب مراد کن!
[امام] جعفر صادق(ع) فرمود که: هر کس به رفع حاجتی پیش بزرگی رود، گو اوّل، سورهی فاتحه بخوان تا ادبِ سؤال معلوم کند. اوّل حمد و ثنا گوید که: «الحمدللّه»؛ بعد از آن بیان بزرگی کند که: «ربالعالمین»؛ بعد از آن ذکر رحمت که: «الرحمنالرحیم»؛ بعد از آن، وصف بقای مملکت که: «مالک یومالدین»؛ بعد از آن، اختصاص طاعت به حضرت که: «ایاک نعبد»؛ بعد از آن، حصر استعانت به درگاه او که: «ایاک نستعین» و بعد از آن، طلب مراد خود کند.
گروهی که بیواسطه حاجتی
ز مردم بخواهند، دیوانهاند
کلید در حاجت خلق را
ثنا و تواضع، دو دندانهاند.
«روضهی خُلد» مجد خوافی